salam doostan e aziz
agar khana nabood beravid be
http://pu75.persianblog.com
دوستان عزیز سلام
نمی دونم چرا استقبال از این صفحه به آن حدی
که من فکر می کردم نشد ولی
می دونم مشابه همان یکم شهریور است که شد . با
این حال می دونم که همه کار
دارند برای آنان که این صفحه رو می خونند و یا
نمی خونند هم از این طریق
و هم از طریق ارسال ایمیل آرزوی موفقیت و
سلامتی - برای خانواده های
دوستانمان آرزوی خوشبختی - و برای آن عزیزانی
که یادگاری برخی عزیزان از
دست رفته هستند آرزوی عنایت خداوند متعال در
همه ی امور جاری زندگی شان
آرزوی سربلندی و شادکامی دارم . دعوت می کنم به
خواندن این شعر نه
چندان مناسب از خودم که امیدوارم برایتان در
خواندن و درنگ بیارزد .
این شعر قسمتی از یک متن تغزلی است که تحت
عنوان = باغ بیگانه = نوشته ام
که ان شاالله پس از چند مرحله ویرایش به
انتظار چاپ خواهد نشست . اگر کسی
از همکلاسی ها ناشر است ؛ بسم الله
تو را نمي شود فهميد
آتشي يا دوزخ
تو را نمي شود ديد
چهره اي يا پندار
دشنه اي از هر سو
مي بارد بر جانم
مي كَنـَـد فهمم را
مي درد وهمم را
تو را نمي شود حس كرد
سنگلاغ غم را
آن چنان مي سوزم
تا زمين از راهي
كه تو هستي در آن
حرف هايي بزند
راه هايي برود
آتشي يا دوزخ
هم مرا
هم سنگ هاي سخت سنگستان را
مي فشاني با داغ
راه بي راهي را
سمت روشن كدة رفتن را
آتشي يا دوزخ
مي گدازي من را
مي پرسم از هر گرد
راه اين ماتم را
كه كجايي تو ؟
پس كي ؟